سه هفته گذشت
سه هفته گذشته و مامان خانم تازه اومدن که وبلاگ من را آپدیت کنن
اسم من سایا هست و 1 ماه زود به دنیا اومدم آخه کلی عجله داشتم که چرا آجی این همه همش می خنده می خواستم زودی بیام پیشش
مامانی واسه به دنیا اومدن من سزارین کرد و بعد از 3 روز اومدیم خونه
من همش خوابم و واسه غذا که بیدار می شم خونه را میزارم روی سرم و بعدش هم دوباره می خوابم
ساینا هم تا من را می بینه همش ماچ مالی میکنه منو
10 روزگی نافم افتاد و با بابا جونی رفتم حموم
عاشق بغل مامانم و تا سرم می ذارم رو قلبش می خوابم
اسم دکترم کلی انگلند و 3 روز بعد از تولد دیدمش
مشکوک بودن به یزقان که زودی شکشون برطرف شد و نرفتم بیمارستان
الانم خوب خوب هستم و با یه شیکم پر و چشای خمار دارم مامان را نیگاه می کنم
بازم میام و کلی گزارش می دم
بووووووووووووووووووووس واسه ساینا و مامان و بابا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سه هفته گذشت
