کولوچه عسلی
کولوچه ی عسلی مامان سلام
سلام با یه دنیا شرمندگی که اینهمه دیر اومدم اینجا
آخه این روزا خیلی سرم شلوغه با ۲ تا وروجک از صبح زود بیدارم تا بشه شب که همه بخوابن منم غش میکنم
واقعا شرمندم که اینهمه دیر اومدم
اما از هر چه بگذریم سخن از فلفل مامان خوشتره
۳ ماه و ۱۳ روز از اومدن قشنگت میگذار مامان و خدا را شکر دیگه دل دردهات تموم شدن
زل میزنی تو چشه مامان میگی خخخ منم میگم خخخ میخندی و دوباره تکرار میکنی
دقیقا روزی که ۳ ماهت شد غلتیدی رو شکم واسه ۲ دفعه
اسباب بازیهای بالای سرت را ضربه میزانی و باهاشون میخندی و ذوق میکنی
تا موزیک شروع میشه آروم میشی و قطع که میشه غر میزنی که یعنی دوباره میخوای
فقط منتظری یکی بیاد سراغت که بزنی زیر خنده
ساینا که پیشته حتی اگه محکم دستت را بگیر فقط واسش میخندی اونم عاشق توئه و اگه جایی بریم تو نباشی همش سراغت را میگیره و بهانت را میگیره جونش به جون شما بسته شده
شبا میگیری میخوابی ساعت ۹:۳۰-۱۰:۰۰ تا صبح ساعت ۷ واسه شیر بیدار میشی ، شیر میخوری بازم میخوابی تا ۹:۳۰-10:00
هر روز زیباتر از دیروز میشی و خواستنی تر
مامنی خیلی عاشقتم و دوست دارم
تو زیباترین و خواستنی ترین دختر دنیایی





کولوچه عسلی
